رهامرهام، تا این لحظه: 17 سال و 3 ماه و 16 روز سن داره

unforgettable moments

سالروز زمینی شدنت مبارک . . .

رهام جان ؛ فرشته آسمانی ، سالروز زمینی شدنت مبارک . . . عزیزم تولدت مبارک . ما دیشب تولد گرفتیم . ولی خب توی آتلیه خیلی شیطونی کردی و اصلا نخندیدی . همش کیک رو انگشت میزدی و میخواستی بپری توی کیک . اما توی خونه خوب بودی و با آروین بازی کردی و زیاد شیطونی نکردی . این هم یه عکس از اتلیه و عکسهای خونه رو بعد برات میذارم :   شیطون بلا الان که دارم برات مینویسم 2 سال و 20 دقیقه داری !!!! فعلا وقت ندارم . دوباره برمیگردم ..... سلام من برگشتم مامان جون . جمعه باز هم باید تولد بگیریم . ظهر رفتم خونه و همه ظرف ها رو شستم . وای دیگه کمرم شکست . حالا جمعه هم مامان و بابای امیر و پسر عمه امیر و عمه سپیده میان خونه ما تا تولد بگی...
28 تير 1390

دعوتنامه!

ای خداااااا.....   { از دست من }  . دیروز هی میومدی روی سر من مینشستی و میگفتی { اسب } .بعد دیگه من خسته شدم و گفتم ای خداااااا بعد تو برگشتی و گفتی  { از دست من ! } . الهی مامان برات بمیره موشک . دیشب ساعت 1:30 خوابیدی . منو مجبور کردی برات فیلم گوریل بذارم .{ گوریل . بذار } خلاصه من داشتم از خواب میمردم با هم نشستیم فیلم دیدیم من خوابم برد بعد 1:30 بیدار شدم دیدم اومدی شیر ب ب خوردی و همون جوری روی من خوابت برده که با هم رفتیم توی اتاق خواب سر جامون خوابیدیم . امروز مانی نی زنگ زد و رسما ازت دعوت کرد که فردا بری خونشون ! فردا تو رو میبرم اونجا . امروز هم صبح ساعت 6 بیدار شدی و من داشتم میرفتم هم نخوابیدی تازه...
28 تير 1390

مو کوتاه خوشکل

شنبه غروب با بابا رفتیم تا موهات رو کوتاه کنی . اول رفتیم پارک و تو بازی کردی و این عکس شگفت انگیز رو هم همونجا گرفتیم . وای این قدر توی آرایشگاه گریه کردی اصلا نذاشتی که موهات رو درست و حسابی کوتاه کنه . خلاصه شب هم که اومدیم خونه نذاشتی ازت عکس بگیرم با موهای کوتاه ... وای از دیروز هم که عکس رو گذاشتم و تلگراف هم زدم هنوز تا الان که ساعت 4 بعد از ظهره عکست رو توی مسابقه نذاشتن . اصلا ما شانس نداریم ! اون دفعه که کار پیش اومد . این دفعه هم اینا لابد براشون کار پیش اومده ! تو جواب نظرات نوشتن ساعات کاری رو در نظر بگیرین ! یعنی از امروز صبح تا حالا هنوز ساعت کاریشون نشده ؟ بگذریم . دیروز من صبح سر کار بودم و بعد از ظهر تعطیل شدم و او...
27 تير 1390

تی ترسم !!

مهطلا..مه طلا ...م ه ط ل ا .. مه طلا .. مهطلاااااااااا.... بیا .... تی ترسم { می ترسم } موشک مامان . دیروز میرفتی توی تراس و من توی آشپزخونه بودم هی داد میزدی و جمله های بالا رو میگفتی . بعد میرفتی در رو باز کنی و میگفتی خونه مانی نی . خلاصه دیروز خیلی خوب بود و کلی خوش گذشت . با اینکه جایی هم نرفتیم ولی وقتی صبح از خواب بلند میشم و تو کنارم هستی و بهم لبخند میزنی انگار دنیا رو بهم دادن ! فکر کنم تو هم خوشحال میشی که بعد از یک هفته یه روز صبح با هم هستیم چون همیشه با لبخند از خواب پا میشی . صبحانه : کره + مربای توت فرنگی + یه کم سالاد الویه - ساعت 10:30 بعدش با هم رفتیم حموم و اب بازی کردیم ناهار : پلو کته + کباب تابه ...
25 تير 1390

نرو ....

الهی برات بمیرم که امروز صبح یه عالمه گریه کردی . دیگه حالا حرف هم میزنی بیشتر آدم کباب میشه . با اون لحن با گریه میگفتی " مهطلا کجا وری ؟ .. نرو ... " مامان جون منم خیلی گریه کردم . منم دلم نمیخواد برم ولی بعضی وقتها آدم مجبوره کارهایی رو که دوست نداره انجام بده . دوشنبه که خونه مانی نی بودی من اومدم دنبالت مامان یه عالمه غر زد . راجع به اینکه تو همش میخوای بری حیاط و باباجونی رو اذیت میکنی و .....   منم عصبانی شدم . اول چیزی نگفتم ولی وقتی اومدم پوشکت رو عوض کنم دیدم پوشکت هم تموم شده و دیگه خیلی عصبانی شدم که اون حتی نگاه نکرده که تو پوشک داری یا نه ! تو رو برداشتم و اومدم بیرون و دیگه هم تورو اونجا نمیبرم . من می...
22 تير 1390

زبان انگلیسی

سلام خوشکلم ! امروز داشتم وب یکی از نی نی ها رو میخوندم که راجع به واکسن نوشته بود یادم اومد که دیروز باید باری مراقبت میبردمت مرکز بهداشت . خب حالا باید شنبه بریم . بعدش دیدم که راجع به کلمات انگلیسی نوشته یادم اومد که بنویسم تو هم این کلمات رو به زبان انگلیسی بلدی : گربه = CAT                                           دست = HAND     ماهی =  FISH        ...
16 تير 1390

تولد خودت

بالاخره تولد خودت شد . 15 تیر تولدتٍ . ولی ما فردا یعنی 14 تیر تولد میگیریم . خدا کنه کیک تولدت خوب از آب دربیاد و من هم بتونم مرخصی بگیرم و بادکنک ها رو هم همون جوری که میخوام باد کنم و خلاصه همه چیز خوب باشه و مهم تر از همه ت و حالت خوب باشه و شیطونی نکنی و .....                                                      این هم کارت تولدت که خودم درست کردم : ...
13 تير 1390

روز تعطیل

خوشگل مامان الان اینجا روی میز من خوابیدی . حیف که دوربین ندارم ازت عکس بگیرم . آخه امروز از صبح با من اومدی سر کار . خدا کنه که تا ساعت 2 بخوابی . الان ساعت 12:30 هست . فعلا میرم تا تو خوابیدی به کارم برسم ....
9 تير 1390

21

امروز ساعت 08:45 صبح بود که اومدم به وبلاگت سر بزنم دیدم روز شمار عدد 1 سال و 11 ماه و 21 روز و 21 ساعت و 21 دقیقه و 21 ثانیه رو نشون میده ! میدونی با خودم فکر کردم یه روزی میشه که این اعداد 21 سال و 21 روز و 21ساعت و 21 دقیقه و 21 ثانیه رو نشون میدن . اون موقع دیگه شاید خودت باشی که به این وبلاگ سر میزنی شایدم سر نزنی . من اگه باشم تا اون موقع حتما به این وب سر میزنم . حدودا 19 سال دیگه ... یعنی سال 1409 !!    دلم خیلی گرفته . شاید هیچ کس توی این مجموعه مثل من نباشه ! این جوری گذر زمان رو حس نکنه . من از شبانه روز 24 ساعت ،فقط 5 ساعت با تو هستم بقیه ساعت ها رو یا سر کارم و یا شب و ما هر دومون خوابیدیم .اینجا همیشه ح...
7 تير 1390